ترجمه "recuperation" به فارسی
بهبودی, استرداد, ترمیم بهترین ترجمه های "recuperation" به فارسی هستند.
recuperation
noun
دستور زبان
gradual restoration to health; convalescence (see recuperate) [..]
-
بهبودی
nounone princess had a fever so she left to recuperate
یکی از شاهزاده ها که تب داشتند در حال بهبودی هستند
-
استرداد
-
ترمیم
noun
-
ترجمه های کمتر
- بازیافت
- بهبود
- به گرایی
- جبران خسارت
- دوره نقاهت
- رفع خسارت
- نیروی تازه
- پس گیری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " recuperation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "recuperation" با ترجمه به فارسی
-
(بیماری) بهبود یافتن · (زیان وخسارت وغیره) جبران کردن · (چیز از دست رفته را) دوباره به دست آوردن · بازیافتن · خوب شدن
-
(بیماری) بهبود یافتن · (زیان وخسارت وغیره) جبران کردن · (چیز از دست رفته را) دوباره به دست آوردن · بازیافتن · خوب شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن