ترجمه "recumbent" به فارسی
خوابیده, لمیده, (زیست شناسی) وابسته به بخش یا اندامی که روی بخش یا اندام دیگر خوابیده باشد بهترین ترجمه های "recumbent" به فارسی هستند.
recumbent
adjective
noun
دستور زبان
Lying down. [..]
-
خوابیده
the gentleman who's recumbent on a motorcycle
آقای محترمی که روی موتور سیکلت خوابیده
-
لمیده
-
(زیست شناسی) وابسته به بخش یا اندامی که روی بخش یا اندام دیگر خوابیده باشد
-
تکیه داده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " recumbent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "recumbent"
عباراتی شبیه به "recumbent" با ترجمه به فارسی
-
تکیه · خمیدگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن