ترجمه "Reimbursement" به فارسی

باز پرداخت, پرداخت, بازپرداخت وجه بهترین ترجمه های "Reimbursement" به فارسی هستند.

Reimbursement
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • باز پرداخت

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Reimbursement " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

reimbursement noun دستور زبان

(business, management, accounting) The act of compensating someone for an expense. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پرداخت

    When you and your daughter are back in America, perhaps you will reimburse me.

    وقتي تو و دخترت به آمريکا برگشتيد اون موقع پرداخت کن

  • بازپرداخت وجه

    The act of compensating someone for an expense.

عباراتی شبیه به "Reimbursement" با ترجمه به فارسی

  • قابل پرداخت
  • بازپرداخت هزینه
  • قرارداد با بازپرداخت هزینه
  • (آسیب یا زیان) جبران کردن · 1 - ( پول خرج شده یا پرداخت شده را ) پس دادن · باز پرداخت کردن · باز پرداختن · تاوان دادن · تخادرپ زاب · تلافی کردن · توختن · شیاناندن
  • (آسیب یا زیان) جبران کردن · 1 - ( پول خرج شده یا پرداخت شده را ) پس دادن · باز پرداخت کردن · باز پرداختن · تاوان دادن · تخادرپ زاب · تلافی کردن · توختن · شیاناندن
اضافه کردن

ترجمه های "Reimbursement" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه