ترجمه "reincarnate" به فارسی

باز تنیابی کردن (رجوع شود به Incarnate بعلاوه ی -re), تجدید کردن, تجلی کردن بهترین ترجمه های "reincarnate" به فارسی هستند.

reincarnate verb adjective دستور زبان

to be reborn especially in a different body or as a different species [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • باز تنیابی کردن (رجوع شود به Incarnate بعلاوه ی -re)

  • تجدید کردن

    verb
  • تجلی کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • حلول کردن
    • روح کسی (در بدن دیگری) حلول کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " reincarnate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "reincarnate" با ترجمه به فارسی

  • ( به ویژه در آیین هندوها) حلول روح در بدن دیگر · انگارگان بازتن یابی · بازتن یابی · تجسد · تن یابی جدید · تناسخ · تناسخ 3 - عقیده ی تجسد · حلول · نوتن یابی
اضافه کردن

ترجمه های "reincarnate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه