ترجمه "reincarnation" به فارسی

تناسخ, حلول, تجسد بهترین ترجمه های "reincarnation" به فارسی هستند.

reincarnation noun دستور زبان

A rebirth of a mental capacity, such as a soul, in a physical life form, such as a body [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تناسخ

    concept of rebirth in some religions and cultures

    Now reincarnation, that's another thing gone — the afterlife.

    حالا تناسخ، موضوع دیگه ایه که از بین میره — زندگی بعد از مرگ.

  • حلول

    noun

    After Shiva was reincarnated, his Third Eye remained in the mortal world

    بعد از حلول شيوا بود که چشم سومش در دنياي فاني باقي موند

  • تجسد

  • ترجمه های کمتر

    • ( به ویژه در آیین هندوها) حلول روح در بدن دیگر
    • انگارگان بازتن یابی
    • بازتن یابی
    • تن یابی جدید
    • تناسخ 3 - عقیده ی تجسد
    • نوتن یابی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " reincarnation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "reincarnation"

عباراتی شبیه به "reincarnation" با ترجمه به فارسی

  • باز تنیابی کردن (رجوع شود به Incarnate بعلاوه ی -re) · تجدید کردن · تجلی کردن · حلول کردن · روح کسی (در بدن دیگری) حلول کردن
اضافه کردن

ترجمه های "reincarnation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه