ترجمه "Routing" به فارسی

مسیر یابی, مسیریابی, مسیریابی بهترین ترجمه های "Routing" به فارسی هستند.

Routing
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مسیر یابی

    and then routing it via several other computers around the world

    و پس از آن از طریق چندین کامپیوتر درسراسر دنیا مسیر یابی میشود

  • مسیریابی

    and the way that the — the routing algorithm that used it,

    و الگوریتم مسیریابی، که از اون استفاده میکرد ، شکل گرفت

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Routing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

routing noun verb دستور زبان

a method of finding paths from origins to destinations in a network such as the Internet, along which information can be passed [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مسیریابی

    process of selecting paths in a network

    and the way that the — the routing algorithm that used it,

    و الگوریتم مسیریابی، که از اون استفاده میکرد ، شکل گرفت

  • مسیرگزینی

عباراتی شبیه به "Routing" با ترجمه به فارسی

  • ناوبری
  • روش مصرف دارو
  • پروتکل مسیریابی بردار فاصله
  • جاده دریایی · دریا راه · دریای متلاطم · راه بازرگانی · راه تجاری · مسیر دریایی · مسیر کشتی
  • (به ویژه خوک) با پوزه کندن (و دنبال خوراک گشتن) (root هم می گویند) · (به ویژه قشون) عقب نشینی نامنظم · (قدیمی) ضیافت شبانه · (قدیمی) ملتزمین رکاب · (قدیمی) گروه · اراذل و اوباش · انهدام · به زوردر آوردن · بیرون کردن · تارومار شدگی · تارومار کردن · جستجو کردن · جمعیت پرسروصدا و بی انضباط (رجوع شود به mob) · جنجال · درهم شکستن · درکشیدن · دسته · ریشه کاوی کردن · سروصدا · شکست خردکننده · شکست خردکننده دادن · شکست دادن · متفرق کردن · منهدم کردن · هزیمت · همراهان · هیاهو · کالش · کاویدن · گله
  • تولی تطهیر
  • کارت مسیر کار
  • مسیریابی پیازی
اضافه کردن

ترجمه های "Routing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه