ترجمه "rove" به فارسی

پرسه زدن, پرسه, گشت بهترین ترجمه های "rove" به فارسی هستند.

rove verb noun دستور زبان

(obsolete, intransitive) To shoot with arrows (at). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پرسه زدن

    verb

    But right now, Spirit and Opportunity are still roving Mars.

    هم اکنون ، اسپيرت و آپرچنيتي هنوز در حال پرسه زدن در مريخ هستند.

  • پرسه

    You should not be roving about now; it looks very ill.

    تو نباس در این موقع شب این طرف و اون طرف پرسه بزنی؛ خیلی بده.

  • گشت

  • ترجمه های کمتر

    • پلکیدن
    • گشتن
    • (انگلیس) رجوع شود به roving
    • (بی هدف و در ناحیه ی وسیع) گشتن
    • (ریسندگی پشم یا پنبه و غیره) فتیله کردن
    • (چشمان) دور گشتن
    • اظهار کردن
    • اواره شدن
    • سیار بودن (roam هم می گویند)
    • متعجب شدن
    • نظر پرانی
    • نظر پرانی کردن
    • چشم ناپاک داشتن
    • چشم چرانی
    • چشم چرانی کردن
    • گذشته و اسم مفعول : reeve
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rove " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rove
+ اضافه کردن

"Rove" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rove در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "rove" با ترجمه به فارسی

  • (جانور شناسی) سوسک تندرو (تیره ی Staphylinidae)
  • بی خانمانی · دوره گرد، سیاح، سیار · روش تبدیل پنبه و غیره به فتیله · فتیله ی پنبه (یا پشم یا ابریشم - در مرحله ی بعدی تبدیل به نخ می شود)
اضافه کردن

ترجمه های "rove" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه