ترجمه "roving" به فارسی

بی خانمانی, دوره گرد، سیاح، سیار, روش تبدیل پنبه و غیره به فتیله بهترین ترجمه های "roving" به فارسی هستند.

roving adjective noun verb دستور زبان

wandering freely. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بی خانمانی

    noun
  • دوره گرد، سیاح، سیار

  • روش تبدیل پنبه و غیره به فتیله

  • فتیله ی پنبه (یا پشم یا ابریشم - در مرحله ی بعدی تبدیل به نخ می شود)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " roving " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Roving
+ اضافه کردن

"Roving" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Roving در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "roving" با ترجمه به فارسی

  • (انگلیس) رجوع شود به roving · (بی هدف و در ناحیه ی وسیع) گشتن · (ریسندگی پشم یا پنبه و غیره) فتیله کردن · (چشمان) دور گشتن · اظهار کردن · اواره شدن · سیار بودن (roam هم می گویند) · متعجب شدن · نظر پرانی · نظر پرانی کردن · پرسه · پرسه زدن · پلکیدن · چشم ناپاک داشتن · چشم چرانی · چشم چرانی کردن · گذشته و اسم مفعول : reeve · گشت · گشتن
  • (جانور شناسی) سوسک تندرو (تیره ی Staphylinidae)
اضافه کردن

ترجمه های "roving" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه