ترجمه "rover" به فارسی
سرگردان, سطحنورد, کمانگیر بهترین ترجمه های "rover" به فارسی هستند.
rover
noun
دستور زبان
One who roves. [..]
-
سرگردان
noun -
سطحنورد
space exploration vehicle designed to move across the surface of a planet or other celestial body
-
کمانگیر
-
ترجمه های کمتر
- گردنده
- گشتگر
- آماج
- سیار
- (انسان یا وسیله) سیار
- (تیر اندازی با کمان) هدف
- (قدیمی)
- (کسی که ماشین فتیله کردن پشم یا پنبه را به کار می اندازد) کارگر ریسندگی
- تیرانداز ماهر (با تیر و کمان)
- دزد دریایی
- ماشین فتیله ساز
- مرغ مهاجر
- پرسه زننده
- کشتی دزد دریایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rover " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Rover
noun
proper
دستور زبان
(sports) someone connected with any number of teams called the Rovers, as a fan, player, coach etc. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Rover" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rover در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "rover"
عباراتی شبیه به "rover" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا- فضا نوردی - چهار چرخه ی برقی که با آن در ماه گردش کردند) ماه پیما · ماهنورد
-
رنجرور
-
مریخنورد
-
دریا گرد · دزد دریایی · کشتی دزدان دریایی
-
لندرور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن