ترجمه "Swift" به فارسی
سریع, تند, سریع بهترین ترجمه های "Swift" به فارسی هستند.
A surname, originally a nickname for a swift or quick person. [..]
-
سریع
adjective adverbThey could be swift and silent and rip out your throat in a matter of seconds.
میتونن ساکت و سریع بیان و در عرض یه ثانیه گلوت رو جر بدن.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Swift " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
fast; quick; rapid. [..]
-
تند
adjectiveSomething swift and dangerous something that she had not seen before, flashed into his eyes.
چیزی تند و خطرناک چیزی که جما تاکنون ندیده بود در چشمان خرمگس برق زد.
-
سریع
adjectiveThey could be swift and silent and rip out your throat in a matter of seconds.
میتونن ساکت و سریع بیان و در عرض یه ثانیه گلوت رو جر بدن.
-
چابک
adjectiveThe horses of the Nine cannot vie with him; tireless, swift as the flowing wind.
اسبان آن نه تن توان برابری با او را ندارند؛ خستگی ناپذیر و چابک همچون باد وزان.
-
ترجمه های کمتر
- ناگهانی
- تیزرو
- ناگهان
- تیزپا
- چابک، تند و تیز رو
- فوری
- tond
- باسرعت
- دوک
- (جانور شناسی) ایگوانای تیز پا (جنس های Sceloporus و Uta - بومی صحراهای امریکای شمالی)
- (جانور شناسی) بادقپک (پرندگان تند پرواز و حشره خوارتیره ی Apodidae راسته ی Apodiformes)
- (جانور شناسی) روباه دشتی (Vulpes velox - بومی دشت های غرب کانادا و ایالات متحده - swift fox هم می گویند)
- (نخ تابی) قرقره
- (نساجی - ماشین کارد پشم) تانبور بزرگ
- باتندی (swiftly هم می گویند)
- به طور سریع
- بی معطلی
- بی وقفه
- جاناتان سویفت (نویسنده ی انگلیسی - زاده ی ایرلند)
Society for Worldwide Interbank Financial Telecommunication [..]
"SWIFT" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای SWIFT در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "Swift"
عباراتی شبیه به "Swift" با ترجمه به فارسی
-
بادپای · تندرو · تیزپا
-
طوطی تیزپر
-
بارخورکها
-
بادخورک معمولی
-
تندی · سرعت · عجله
-
(جانورشناسی) پرستوی دودکش (Chaetura pelagica - بومی امریکا)
-
روباه تیزرو
-
تندی · سرعت · عجله