ترجمه "swiftness" به فارسی
عجله, تندی, سرعت بهترین ترجمه های "swiftness" به فارسی هستند.
swiftness
noun
دستور زبان
the state of being swift [..]
-
عجله
nounHe approached Harry at a swift walk, his black robes swishing
با عجله به سوی هری میآمد و ردای سیاهش در هوا پیچ و تاب میخورد.
-
تندی
I run in the parlor and took a swift look around, and the only place I see to hide the bag was in the coffin.
دویدم توی دالان و نگاه تندی به اطراف انداختم و دیدم تنها جایی که میتوانم کیسهی پولها را قایم کنم توی تابوت است.
-
سرعت
nounBut kindly pardon dearAslam, this sword can't replace our swiftness.
با نهایت احترام اسلم خان ، این شمشیر نمیتونه جایگزین سرعت ما بشه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " swiftness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "swiftness" با ترجمه به فارسی
-
(جانور شناسی) ایگوانای تیز پا (جنس های Sceloporus و Uta - بومی صحراهای امریکای شمالی) · (جانور شناسی) بادقپک (پرندگان تند پرواز و حشره خوارتیره ی Apodidae راسته ی Apodiformes) · (جانور شناسی) روباه دشتی (Vulpes velox - بومی دشت های غرب کانادا و ایالات متحده - swift fox هم می گویند) · (نخ تابی) قرقره · (نساجی - ماشین کارد پشم) تانبور بزرگ · tond · باتندی (swiftly هم می گویند) · باسرعت · به طور سریع · بی معطلی · بی وقفه · تند · تیزرو · تیزپا · جاناتان سویفت (نویسنده ی انگلیسی - زاده ی ایرلند) · دوک · سریع · فوری · ناگهان · ناگهانی · چابک · چابک، تند و تیز رو
-
بادپای · تندرو · تیزپا
-
طوطی تیزپر
-
بارخورکها
-
بادخورک معمولی
-
سریع
-
(جانورشناسی) پرستوی دودکش (Chaetura pelagica - بومی امریکا)
-
روباه تیزرو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن