ترجمه "swig" به فارسی

قورت, جرعه, سرکشیدن بهترین ترجمه های "swig" به فارسی هستند.

swig verb noun دستور زبان

To drink (usually by gulping or in a greedy or unrefined manner); to quaff. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قورت

    noun
  • جرعه

    noun

    She smiled again, and then took another swig from the cup.

    یه لبخند دی گه زد و یه جرعه دی گه از لیوان رو نوشید.

  • سرکشیدن

  • ترجمه های کمتر

    • بلع
    • (عامیانه - نوشیدن)
    • جرعه ی طولانی
    • سر کشیدن
    • قلپ (به ویژه اگر بزرگ یا طولانی باشد)
    • قلپ قلپ نوشیدن
    • قورت دادن
    • قورت قورت خوردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " swig " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "swig" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه