ترجمه "aboriginally" به فارسی
aboriginally
adverb
دستور زبان
primarily [..]
ترجمه خودکار " aboriginally " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"aboriginally" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای aboriginally در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "aboriginally" با ترجمه به فارسی
-
هزینه اولیه
-
آغازین · اصل نخستین · اولیه · باستانی · بدوی، آغازی، اولیه · بسیار قدیمی · بومی · خاستگاهی · ساکن اولیه · ساکنان اولیه · سکنه ی اصلی · قدیم · وابسته به بومیان به ویژه بومیان استرالیا · پیشین · گیاه بومی · گیاه یا حیوان اولیه ی هر ناحیه
-
اهالی قدیم · بومیها · جانوران و گیاهان بومی · سکنه اولیه
-
(با A بزرگ) بومی استرالیا · بومی · جانور یا گیاه بومی · ساکن اصلی · ساکن اولیه · قدیم · هر یک از ساکنان اولیه ی یک ناحیه · گیاه بومی
-
(با A بزرگ) بومی استرالیا · بومی · جانور یا گیاه بومی · ساکن اصلی · ساکن اولیه · قدیم · هر یک از ساکنان اولیه ی یک ناحیه · گیاه بومی
-
آغازین · اصل نخستین · اولیه · باستانی · بدوی، آغازی، اولیه · بسیار قدیمی · بومی · خاستگاهی · ساکن اولیه · ساکنان اولیه · سکنه ی اصلی · قدیم · وابسته به بومیان به ویژه بومیان استرالیا · پیشین · گیاه بومی · گیاه یا حیوان اولیه ی هر ناحیه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن