ترجمه "abundant" به فارسی
فراوان, بسیار, وافر بهترین ترجمه های "abundant" به فارسی هستند.
abundant
adjective
دستور زبان
Fully sufficient; found in copious supply; in great quantity. [..]
-
فراوان
adjectiveThe clear streams and running brooks yielded their savoury limpid waters in noble abundance.
چشمههای زلال و رودخانههای سیال از آب صاف و گوارای خود فراوان در اختیار همه میگذاشتند.
-
بسیار
adjectiveYet, they can be luxuriant and healthy and give an abundance of fruit at the proper time.
با این حال، بسیار سرسبز و خرم میباشند و در زمانش میوهٔ فراوانی به بار میآورند.
-
وافر
adjective
-
ترجمه های کمتر
- انبوه
- سرشار
- غنی
- پرنعمت
- ثروتمند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " abundant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "abundant" با ترجمه به فارسی
-
انبوهی · بسیاری · ثروت · غنا · فراوانی · فزونی · وفور · وفور نعمت
-
فراوانی طبیعی
-
وفور اقتصادی
-
انبوهی · بسیاری · ثروت · غنا · فراوانی · فزونی · وفور · وفور نعمت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن