ترجمه "accusal" به فارسی

تهمت, رجوع شود به accusation بهترین ترجمه های "accusal" به فارسی هستند.

accusal noun دستور زبان

accusation [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تهمت

    noun

    Over a game of cards he lost through lack of concentration, he accused Shannon of cheating.

    او در ورق بازی در اثر عدم تمرکز فکری باخت و به شانون تهمت زد که تقلب میکند.

  • رجوع شود به accusation

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " accusal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "accusal" با ترجمه به فارسی

  • اتهام وارد کردن · بهتان زدن · تهمت زدن · سرزنش کردن · متهم کردن · مقصر دانستن · مقصر قلمداد کردن · ملامت کردن · نسبت دادن
  • تهمت زده · متهم
  • تهمت زننده · شاکی · مدعی
  • اتهام · ادعانامه · تهمت · سرزنش · شکایت · ملامت · مورد اتهام · کیفرخواست
  • (دستور زبان) حالت مفعولی · اتهام آمیز · رایی · مفعول · مفعول مستقیم
  • بهتان
  • قابل اتهام متهم
  • حالت مفعولی · رایی · مفعول
اضافه کردن

ترجمه های "accusal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه