ترجمه "accused" به فارسی

متهم, تهمت زده بهترین ترجمه های "accused" به فارسی هستند.

accused adjective noun verb دستور زبان

Simple past tense and past participle of accuse. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • متهم

    noun

    Any party who is required to answer the complaint of a plaintiff in a civil lawsuit before a court.

    The accused is to appear before the court on Friday.

    متهم مشخص می شود قبل از آنکه دادگاه تشکیل شود.

  • تهمت زده

    Over a game of cards he lost through lack of concentration, he accused Shannon of cheating.

    او در ورق بازی در اثر عدم تمرکز فکری باخت و به شانون تهمت زد که تقلب میکند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " accused " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "accused" با ترجمه به فارسی

  • اتهام وارد کردن · بهتان زدن · تهمت زدن · سرزنش کردن · متهم کردن · مقصر دانستن · مقصر قلمداد کردن · ملامت کردن · نسبت دادن
  • تهمت زننده · شاکی · مدعی
  • تهمت · رجوع شود به accusation
  • اتهام · ادعانامه · تهمت · سرزنش · شکایت · ملامت · مورد اتهام · کیفرخواست
  • (دستور زبان) حالت مفعولی · اتهام آمیز · رایی · مفعول · مفعول مستقیم
  • بهتان
  • قابل اتهام متهم
  • حالت مفعولی · رایی · مفعول
اضافه کردن

ترجمه های "accused" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه