ترجمه "accustom" به فارسی
عادت دادن, آموخته کردن, اشنا شدن بهترین ترجمه های "accustom" به فارسی هستند.
accustom
verb
noun
دستور زبان
(transitive) To make familiar by use; to cause to accept; to habituate, familiarize, or inure; -- with to . [..]
-
عادت دادن
verbAccustoming ignorant people to the sight of blood is not the way to raise the value they put on human life.
عادت دادن مردم ناآگاه به منظره خون، طریقه بالا بردن ارزشی که آنان برای حیات بشری قایلند، نیست.
-
آموخته کردن
-
اشنا شدن
verb
-
ترجمه های کمتر
- انس گرفتن
- خو دادن
- سکونت کردن
- معتاد ساختن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " accustom " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "accustom" با ترجمه به فارسی
-
آشنا · آموخته · خو گرفته · خوگرفته · عادت کرده · عادی · مرسوم · معتاد · معتاد به · معمولی · همیشگی
-
آشنا · آموخته · خو گرفته · خوگرفته · عادت کرده · عادی · مرسوم · معتاد · معتاد به · معمولی · همیشگی
-
آشنا · آموخته · خو گرفته · خوگرفته · عادت کرده · عادی · مرسوم · معتاد · معتاد به · معمولی · همیشگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن