ترجمه "accuse" به فارسی
تهمت زدن, متهم کردن, نسبت دادن بهترین ترجمه های "accuse" به فارسی هستند.
accuse
verb
noun
دستور زبان
(transitive) To find fault with, to blame, to censure. [..]
-
تهمت زدن
verbSo instead of accusing her, you might wanna ask her for some pointers.
پس ؛ شايد بهتر باشه بجاي تهمت زدن. يه مقدار راهنمايي ازش بگيري
-
متهم کردن
verbBut I won't bear being accused of stealing bangles!
اما من نمی خرس که از steaIing bangIes متهم کرد!
-
نسبت دادن
Verb verb
-
ترجمه های کمتر
- اتهام وارد کردن
- بهتان زدن
- سرزنش کردن
- مقصر دانستن
- مقصر قلمداد کردن
- ملامت کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " accuse " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Accuse
-
متهم كردن
When I was accused, Hagrid brought me here.
من رو متهم كردن هاگريد هم من رو آورد اينجا
-
مقصر دانستن
عباراتی شبیه به "accuse" با ترجمه به فارسی
-
تهمت زده · متهم
-
تهمت زننده · شاکی · مدعی
-
تهمت · رجوع شود به accusation
-
اتهام · ادعانامه · تهمت · سرزنش · شکایت · ملامت · مورد اتهام · کیفرخواست
-
(دستور زبان) حالت مفعولی · اتهام آمیز · رایی · مفعول · مفعول مستقیم
-
بهتان
-
قابل اتهام متهم
-
حالت مفعولی · رایی · مفعول
اضافه کردن مثال
اضافه کردن