ترجمه "adjunct" به فارسی

الحاقی, یاور, معاون بهترین ترجمه های "adjunct" به فارسی هستند.

adjunct adjective noun دستور زبان

An appendage; something attached to something else in a subordinate capacity [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • الحاقی

    adjective
  • یاور

    adjective
  • معاون

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • ملازم
    • کمک
    • ادات
    • بردست
    • ضميمه
    • وردست
    • ثانوی
    • دستیار
    • فرعی
    • اضافی
    • یار
    • کمکی
    • قید
    • (دستور زبان) صفت فرعی
    • افزوده
    • هم بندیده
    • گروه قیدی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " adjunct " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "adjunct" با ترجمه به فارسی

  • افزایش · الحاق · ضمیمه
  • ادات · اضافی · افزوده · افزونه · الحاقی · غیر اساسی · فرعی · کمکی
  • جایگزینهای مالت · مواد کمکي در آبجوسازي
  • بطورالحاقی
  • افزودنیها
  • حساب الحاقی
اضافه کردن

ترجمه های "adjunct" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه