ترجمه "adjunctively" به فارسی
بطورالحاقی ترجمه "adjunctively" به فارسی است.
adjunctively
adverb
دستور زبان
In an adjunctive way. [..]
-
بطورالحاقی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " adjunctively " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "adjunctively" با ترجمه به فارسی
-
افزایش · الحاق · ضمیمه
-
ادات · اضافی · افزوده · افزونه · الحاقی · غیر اساسی · فرعی · کمکی
-
(دستور زبان) صفت فرعی · ادات · اضافی · افزوده · الحاقی · بردست · ثانوی · دستیار · ضميمه · فرعی · قید · معاون · ملازم · هم بندیده · وردست · کمک · کمکی · گروه قیدی · یار · یاور
-
جایگزینهای مالت · مواد کمکي در آبجوسازي
-
افزودنیها
-
حساب الحاقی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن