ترجمه "adjunction" به فارسی

الحاق, افزایش, ضمیمه بهترین ترجمه های "adjunction" به فارسی هستند.

adjunction noun دستور زبان

(category theory) A form of similarity between a pair of categories \mathcal{C} and \mathcal{D} which is weaker than equivalence, which in turn is weaker than isomorphism. Given functors F:\mathcal{C} \rightarrow \mathcal{D} and G:\mathcal{D} \rightarrow \mathcal{C} , F is "left adjoint" of G , and G "right adjoint" of F , denoted as F \dashv G , if [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • الحاق

    noun
  • افزایش

    noun
  • ضمیمه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " adjunction " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "adjunction" با ترجمه به فارسی

  • ادات · اضافی · افزوده · افزونه · الحاقی · غیر اساسی · فرعی · کمکی
  • (دستور زبان) صفت فرعی · ادات · اضافی · افزوده · الحاقی · بردست · ثانوی · دستیار · ضميمه · فرعی · قید · معاون · ملازم · هم بندیده · وردست · کمک · کمکی · گروه قیدی · یار · یاور
  • جایگزینهای مالت · مواد کمکي در آبجوسازي
  • بطورالحاقی
  • افزودنیها
  • حساب الحاقی
اضافه کردن

ترجمه های "adjunction" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه