ترجمه "admiration" به فارسی

تحسین, ستایش, تمجید بهترین ترجمه های "admiration" به فارسی هستند.

admiration noun دستور زبان

Wonder mingled with approbation or delight; an emotion excited by a person or thing possessed of wonderful or high excellence; as, admiration of a beautiful woman, of a landscape, of virtue. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تحسین

    noun

    adoration; appreciation

    I don't have a solution but I admire the problem.

    من راه حلی ندارم، اما مسأله را تحسین میکنم.

  • ستایش

    My little friend Grildrig, you have made a most admirable panegyric upon your country.

    گفت گریلدریگ ای دوست کوچک من تو به شیوه ای هرچه پسندیدهتر به ستایش میهن خود پرداختی.

  • تمجید

    No man will admire her the more, no woman will like her the better for it.

    هیچ مردی تعریف و تمجید بیشتری نمیکند، هیچ زنی هم کیف بیشتری نمیکند.

  • ترجمه های کمتر

    • تحسين
    • تعجب
    • حیرت
    • شگفتی
    • شایستگی
    • پسندیدگی
    • اعتبار
    • (چیز یا شخص) مورد تحسین
    • حیرت (به خاطر خوبی چیز)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " admiration " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "admiration" با ترجمه به فارسی

  • (نیروی دریایی) دریابان · دریابان · دریاسالار
  • (جانورشناسی) پروانه ی وانسا (Vanessa atalanta)
  • تحسین · ستایش · والا مقام نمودن
  • ستایش امیز · پسندامیز
  • (نیروی دریایی) دریادار · دریابان · دریاسالار دوم · سرتیپ دریایی
  • (قدیمی) شگفت زده شدن · (محلی) خواستن · آرزو کردن · احترام قائل شدن · تحسین کردن · تحيسن كردن · تعجب کردن · حظ کردن · درشگفت شدن · ستودن · متعجب ساختن · پسند کردن · پسندیدن
  • دریاسالار · فرمانده
  • دریادار
اضافه کردن

ترجمه های "admiration" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه