ترجمه "admired" به فارسی
تحسین شده, فعل ماضی پسندیده, پسندیده شده بهترین ترجمه های "admired" به فارسی هستند.
admired
adjective
verb
Simple past tense and past participle of admire. [..]
-
تحسین شده
was filled With admiration, and deep muse, to hear Of things so high and strange.
از شنیدن چیزهایی این چنین عالی و غریب، سرشار از شگفتی و تحسین شد.
-
فعل ماضی پسندیده
-
پسندیده شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " admired " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "admired" با ترجمه به فارسی
-
(نیروی دریایی) دریابان · دریابان · دریاسالار
-
(جانورشناسی) پروانه ی وانسا (Vanessa atalanta)
-
تحسین · ستایش · والا مقام نمودن
-
ستایش امیز · پسندامیز
-
(نیروی دریایی) دریادار · دریابان · دریاسالار دوم · سرتیپ دریایی
-
(قدیمی) شگفت زده شدن · (محلی) خواستن · آرزو کردن · احترام قائل شدن · تحسین کردن · تحيسن كردن · تعجب کردن · حظ کردن · درشگفت شدن · ستودن · متعجب ساختن · پسند کردن · پسندیدن
-
دریاسالار · فرمانده
-
دریادار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن