ترجمه "admittance" به فارسی

ورود, دخول, ادمیتانس بهترین ترجمه های "admittance" به فارسی هستند.

admittance noun دستور زبان

The act of admitting. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ورود

    noun

    Notorious thief gaining admittance pretending to be you.

    دزد بدنام وانمود ميکنه که از شما اجازه ورود مي خواد

  • دخول

    because there appeared so much ceremony before I could gain admittance.

    زیرا پیش از آنکه به من اذن دخول بدهند آن همه تشریفات بجا میآوردند.

  • ادمیتانس

    intensive physical property

  • ترجمه های کمتر

    • گذرایی
    • پذیرش
    • (برق) ادمیتانس
    • حق دخول
    • راه یابی
    • ضریب هدایت
    • هدایت ظاهری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " admittance " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "admittance" با ترجمه به فارسی

  • جایز · روا · قابل تصدیق · قابل قبول · مجاز · پذیرفتنی · پسندیده
اضافه کردن

ترجمه های "admittance" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه