ترجمه "advantage" به فارسی

سود, مزیت, برتری بهترین ترجمه های "advantage" به فارسی هستند.

advantage verb noun دستور زبان

Any condition, circumstance, opportunity or means, particularly favorable to success, or to any desired end. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سود

    noun

    I hope you don't think I've taken advantage of your misfortunes.

    اميدوارم فكر نكنين كه من از اين اتفاق بد ، سود ميبرم

  • مزیت

    noun

    And we actually did that and it gave us a competitive advantage for a while.

    و ما واقعا این کار را کردیم و برای یک مدتی هم به ما مزیت رقابتی داد.

  • برتری

    noun

    And the advantage over the rest of the us.

    و این قضیه باعث میشه که نسبت به بقیه ی ما برتری داشته باشی.

  • ترجمه های کمتر

    • فایده
    • تفوق
    • طرف
    • نفع
    • منفعت
    • صرفه
    • (تنیس) اولین امتیاز بعد از دوس (deuce)
    • برتری دادن
    • مزیت دادن
    • نفع دادن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " advantage " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "advantage" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "advantage" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه