ترجمه "advantageous" به فارسی
سودمند, نافع, باصرفه بهترین ترجمه های "advantageous" به فارسی هستند.
advantageous
adjective
دستور زبان
Being of advantage; conferring advantage; gainful; profitable; useful; beneficial; as, an advantageous position. [..]
-
سودمند
adjectiveHer anxiety did at least have this advantage, that it distracted her thoughts from her own loneliness.
اما نگرانی دستکم از آن جهت سودمند افتاد که آنتوانت را اندکی از اندیشهٔ تنهائی خویش منصرف ساخت.
-
نافع
adjective -
باصرفه
adjective
-
ترجمه های کمتر
- پرسود
- برتر
- سودمند،مفید،با صرفه
- مقرون به صرفه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " advantageous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "advantageous" با ترجمه به فارسی
-
مزایای رقابتی
-
(تنیس) اولین امتیاز بعد از دوس (deuce) · برتری · برتری دادن · تفوق · سود · صرفه · طرف · فایده · مزیت · مزیت دادن · منفعت · نفع · نفع دادن
-
مزیت رقابتی
-
سیمز سیستمهای اطلاعاتی را به عنوان ابزاری برای دستیابی به منافع بیشتر برمیشمرد.
-
مزیت رقابتی
-
سودمندی · نافعیت
-
برتری نسبی- مزیت نسبی · مزیت نسبی
-
سود، نفع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن