ترجمه "advantageousness" به فارسی
نافعیت, سودمندی بهترین ترجمه های "advantageousness" به فارسی هستند.
advantageousness
noun
دستور زبان
The state or quality of being advantageous. [..]
-
نافعیت
-
سودمندی
accepted an advantageous offer made me to be captain of the Adventurer, a stout merchantman of 350 tons:
پیشنهاد سودمندی که به من کرده بود پذیرفتم و ناخدای کشتی ادونچر که کشتی تجارتی بزرگی به گنجایش 350 بشگه بود شدم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " advantageousness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "advantageousness" با ترجمه به فارسی
-
مزایای رقابتی
-
(تنیس) اولین امتیاز بعد از دوس (deuce) · برتری · برتری دادن · تفوق · سود · صرفه · طرف · فایده · مزیت · مزیت دادن · منفعت · نفع · نفع دادن
-
مزیت رقابتی
-
سیمز سیستمهای اطلاعاتی را به عنوان ابزاری برای دستیابی به منافع بیشتر برمیشمرد.
-
مزیت رقابتی
-
برتری نسبی- مزیت نسبی · مزیت نسبی
-
سود، نفع
-
استفاده کردن · سود بردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن