ترجمه "advent" به فارسی
رسیدن, پیدایش, (با A کوچک) ورود بهترین ترجمه های "advent" به فارسی هستند.
advent
noun
دستور زبان
Coming; coming to; approach; arrival. [..]
-
رسیدن
verbThe advent of Mrs. Gummidge with a basket, explained how the house had happened to be empty.
رسیدن بانو گامیج با یک سبد، معما را حل کرد.
-
پیدایش
-
(با A کوچک) ورود
-
ترجمه های کمتر
- (مسیحیت)
- ایام مقدس پیش از کریسمس (که شامل چهار یکشنبه است)
- تولد حضرت عیسی (کریسمس)
- ظهور مجدد حضرت عیسی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " advent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Advent
proper
noun
(religion, Christianity) The first or the expected second coming of Christ. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Advent" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Advent در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "advent" با ترجمه به فارسی
-
(مسیحیت) اولین یکشنبه ی ایام مقدس قبل از تولد حضرت عیسی (که چهار یکشنبه طول می کشد)
-
(بیشتر در گیاه شناسی و جانور شناسی) غیر بومی · بومی نشده · تازه وارد · نابومی
-
(مسیحیت) اعتقاد به اینکه ظهور مجدد حضرت مسیح و روز قیامت به زودی روی خواهد داد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن