ترجمه "aggrieved" به فارسی

آزرده, جور دیده, رنجیده بهترین ترجمه های "aggrieved" به فارسی هستند.

aggrieved adjective verb دستور زبان

Angry or resentful due to unjust treatment. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آزرده

    I accept your apology, but I'm not the aggrieved one here.

    عذرخواهيت رو ميپذيرم اما اينجا من شخص آزرده خاطر نيستم.

  • جور دیده

  • رنجیده

    At that moment, Amalia Ivanovna, deeply aggrieved at taking no part in the conversation, and not being listened to, made one last effort

    آمال یا ایوانونا که از شرکت نکردن در محاورات و از اینکه کسی اصولاً به او گوش نمیداد کاملاً رنجیده بود،

  • صدمه دیده (شخص)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " aggrieved " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "aggrieved" با ترجمه به فارسی

  • (حقوق) تجاوز کردن (به حقوق قانونی شخص) · آزردن · تعدی کردن · جور و جفا کردن · رنجه کردن · صدمه زدن (به اشخاص)
اضافه کردن

ترجمه های "aggrieved" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه