ترجمه "aggressiveness" به فارسی
پرخاشگری, حمله, تجاوزکاری بهترین ترجمه های "aggressiveness" به فارسی هستند.
aggressiveness
noun
دستور زبان
(uncountable) The state or quality of being aggressive. [..]
-
پرخاشگری
state or quality being aggressive
There was no longer the slightest sign of aggression in Tony.
دیگر کوچکترین نشانهای از پرخاشگری در تونی مشاهده نمیشد.
-
حمله
nounHe was utterly lacking in the aggressiveness needed in these new bitter times.
در این ایام تلخ، آنچه لازم بود شهامت و خوی حمله بود که فرانک اصلا نداشت.
-
تجاوزکاری
But she only succeeded in making Amalia more aggressive.
همین بازبر تجاوزکاری آمال یا میافزود.
-
ترجمه های کمتر
- محاربه
- تجاوز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " aggressiveness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "aggressiveness" با ترجمه به فارسی
-
پرخاشگری جایگزین
-
رفتار تهاجمی · رفتار پرخاشگرانه
-
واکنش پرخاشگرانه
-
ابتدا حمله کردن · برتاختن · تازاندن · تجاوز کردن · تعرض کردن · مبادرت کردن · نزدیک کردن · پرخاشگری کردن
-
واکنش پرخاشگرانه
-
(روان شناسی) پرخاشگری · برتاخت · برتازش · تجاوز · تعدی · تهاجم · حمله (بدون مجوز و برخلاف تعهدات) · خشونت · ستیزه جویی · پرخاشگری · پرخاشگری، تهاجم · پیشدستی (در حمله) · یورش
-
(در مباحثه یا اموراجتماعی و سیاسی) اهل رو در رویی · (در مورد رفتار با دیگران) اهل فشار و تحمیل · (روان شناسی) پرخاشگر · برتاختگر · بیباک · تازشگر · حریف · دعوایی · ستیزجوی · سلطه جو · سلطهجو · فعال · متجاوز · متعدی · مهاجم · وجهطلس · پافشار · پرتکاپو · پرخاشگر · پرخاشگرانه · پویا وپرحرارت · یورش بر
-
باجنبه تجاوز · بطورحمله · تجاوزکارانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن