ترجمه "aggress" به فارسی

برتاختن, تازاندن, ابتدا حمله کردن بهترین ترجمه های "aggress" به فارسی هستند.

aggress verb noun دستور زبان

Aggression. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برتاختن

  • تازاندن

  • ابتدا حمله کردن

  • ترجمه های کمتر

    • تجاوز کردن
    • تعرض کردن
    • مبادرت کردن
    • نزدیک کردن
    • پرخاشگری کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " aggress " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "aggress" با ترجمه به فارسی

  • پرخاشگری جایگزین
  • رفتار تهاجمی · رفتار پرخاشگرانه
  • واکنش پرخاشگرانه
  • واکنش پرخاشگرانه
  • تجاوز · تجاوزکاری · حمله · محاربه · پرخاشگری
  • (روان شناسی) پرخاشگری · برتاخت · برتازش · تجاوز · تعدی · تهاجم · حمله (بدون مجوز و برخلاف تعهدات) · خشونت · ستیزه جویی · پرخاشگری · پرخاشگری، تهاجم · پیشدستی (در حمله) · یورش
  • (در مباحثه یا اموراجتماعی و سیاسی) اهل رو در رویی · (در مورد رفتار با دیگران) اهل فشار و تحمیل · (روان شناسی) پرخاشگر · برتاختگر · بیباک · تازشگر · حریف · دعوایی · ستیزجوی · سلطه جو · سلطهجو · فعال · متجاوز · متعدی · مهاجم · وجهطلس · پافشار · پرتکاپو · پرخاشگر · پرخاشگرانه · پویا وپرحرارت · یورش بر
  • باجنبه تجاوز · بطورحمله · تجاوزکارانه
اضافه کردن

ترجمه های "aggress" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه