ترجمه "aggression" به فارسی
تجاوز, پرخاشگری, خشونت بهترین ترجمه های "aggression" به فارسی هستند.
aggression
noun
دستور زبان
The act of initiating hostilities or invasion. [..]
-
تجاوز
nounact of initiating hostilities or invasion
-
پرخاشگری
overt, often harmful, social interaction with the intention of inflicting damage or other unpleasantness
There was no longer the slightest sign of aggression in Tony.
دیگر کوچکترین نشانهای از پرخاشگری در تونی مشاهده نمیشد.
-
خشونت
nounJust goes to show you that women are never really completely safe from male aggression.
همين نشون ميده که زن ها هيچوقت از خشونت مردها در امان نيستن.
-
ترجمه های کمتر
- تهاجم
- برتاخت
- برتازش
- تعدی
- یورش
- (روان شناسی) پرخاشگری
- حمله (بدون مجوز و برخلاف تعهدات)
- ستیزه جویی
- پرخاشگری، تهاجم
- پیشدستی (در حمله)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " aggression " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "aggression"
عباراتی شبیه به "aggression" با ترجمه به فارسی
-
پرخاشگری جایگزین
-
رفتار تهاجمی · رفتار پرخاشگرانه
-
واکنش پرخاشگرانه
-
ابتدا حمله کردن · برتاختن · تازاندن · تجاوز کردن · تعرض کردن · مبادرت کردن · نزدیک کردن · پرخاشگری کردن
-
واکنش پرخاشگرانه
-
تجاوز · تجاوزکاری · حمله · محاربه · پرخاشگری
-
(در مباحثه یا اموراجتماعی و سیاسی) اهل رو در رویی · (در مورد رفتار با دیگران) اهل فشار و تحمیل · (روان شناسی) پرخاشگر · برتاختگر · بیباک · تازشگر · حریف · دعوایی · ستیزجوی · سلطه جو · سلطهجو · فعال · متجاوز · متعدی · مهاجم · وجهطلس · پافشار · پرتکاپو · پرخاشگر · پرخاشگرانه · پویا وپرحرارت · یورش بر
-
باجنبه تجاوز · بطورحمله · تجاوزکارانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن