ترجمه "aggregative" به فارسی

برافزودگر, سرجمع, متراکم بهترین ترجمه های "aggregative" به فارسی هستند.

aggregative adjective دستور زبان

By, toward, or of aggregation; aggregational. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برافزودگر

  • سرجمع

  • متراکم

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • مجموع
    • کلا
    • جمع شده
    • متمایل به تجمع یا تراکم
    • همه با هم
    • گرد آمده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " aggregative " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "aggregative" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "aggregative" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه