ترجمه "animality" به فارسی
جانداری, حیوانیت, ددی بهترین ترجمه های "animality" به فارسی هستند.
animality
noun
دستور زبان
Any characteristic of animality [..]
-
جانداری
It would kill at random animals, humans... whatever it found.
این طوری ممکن است مرتکب قتل بشود ممکن است حیوانها، آدمها... یا هر جانداری را که به دستش برسد بکشد.
-
حیوانیت
This, he said, contained the essential principle of Animalism.
میگفت این کلمات قصار اصول اساسی حیوانیت را در بر دارد.
-
ددی
-
ترجمه های کمتر
- جانوروار بودن
- دد زیستی
- زندگی جانوران
- زندگی حیوانی
- طبیعت حیوانی
- غریزه یا خصلت های حیوانی در انسان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " animality " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "animality" با ترجمه به فارسی
-
سوماتوتروپين گاوي · سوماتوتروپین · هورمون رشد جانوري
-
بافتشناسي جانوري · بافتهای جانوری
-
محصولات خوراكي جانوري · محصولات زراعی دامخوراک · محصولات علوفهاي · گياهان چراگاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن