ترجمه "apparatchik" به فارسی

(شوروی سابق), ذی نفوذ, عضو بلند پایه (به ویژه در حزب کمونیست) بهترین ترجمه های "apparatchik" به فارسی هستند.

apparatchik noun دستور زبان

(historical) A member of the Soviet apparat; a Communist bureaucrat or agent. [from 20th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (شوروی سابق)

  • ذی نفوذ

  • عضو بلند پایه (به ویژه در حزب کمونیست)

  • ترجمه های کمتر

    • عضو سازمانی
    • عضو هر سازمان سیاسی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " apparatchik " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "apparatchik" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه