ترجمه "apparatus" به فارسی
دستگاه, آپارات, اسباب بهترین ترجمه های "apparatus" به فارسی هستند.
apparatus
noun
دستور زبان
The entirety of means whereby a specific production is made existent or task accomplished. [..]
-
دستگاه
nouncomplex machine or instrument
If anything happens to Atsuko, use the awakening apparatus.
هر اتفاقي براي آتسوکو افتاد ، از دستگاه بيدار کننده استفاده کن.
-
آپارات
complex machine or instrument
-
اسباب
noun
-
ترجمه های کمتر
- ساز
- لوازم
- ماشین
- جهاز
- سازمان
- الت
- بساط
- (فیزیولژی) چند عضو بدن که کارشان به هم مربوط است
- (کتاب) زیرنویس و حواشی و فهرست و سایر ملحقات متن
- ابزار نقد و پژوهش هم (apparatus criticus می گویند)
- ساز افزار
- ماشین آلات
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " apparatus " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "apparatus"
عباراتی شبیه به "apparatus" با ترجمه به فارسی
-
(زیست شناسی) دستگاه گلژی (شبکه ای از فیبرهای سیتوپلاسمی که رنگ پذیر بوده و می تواند پروتئین جذب کرده و آن را به خارج یاخته ترشح کند) (Golgi body هم می گویند) · اجسام گلژي · دستگاه گلژی
-
جسم گلژی · دستگاه گلژی
-
دستگاه تصمیم گیری
-
دستگاه اداری
-
بادزن · دستگاه تهویه
-
دستگاه تصعید
-
جسم گلژی · دستگاه گلژی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن