ترجمه "arrived" به فارسی
رسید, رسیده, وارد شد بهترین ترجمه های "arrived" به فارسی هستند.
Simple past tense and past participle of arrive. [..]
-
رسید
It was still early in the day when Tom arrived at the campground.
آن روز زودهنگام بود که تام به اردوگاه رسید.
-
رسیده
The next evening she went again, quite certain that it would have arrived this time.
غروب فردا مجددا به پستخانه سر زد، این بار مطمئن بود که نامه رسیده است.
-
وارد شد
Pierre has arrived, and now we shall get anything we want from his hothouses.
بزوخوف جوان وارد شده است و حال هرچه لازم داشته باشیم از گلخانه او میتوانیم بگیریم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " arrived " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A "scheduled" service activity status that denotes the customer has arrived at the location of the service activity, but that the resource has not begun the service activity.
"Arrived" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Arrived در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "arrived" با ترجمه به فارسی
-
رسیدن · وارد شدن
-
با استفاده از زبانی روشن و بدون اصطلاحات فنی، باید نشان دهید که چگونه به این نتیجهگیری رسیدهاید.
-
متن دریافتی
-
(از راه) رسیدن · آمدن · به دنیا آمدن · دررسیدن · رسیدن · رسیدن (به مقام یا موقعیت و غیره) · زاده شدن · فرارسیدن · متولد شدن · موفق شدن · وارد شدن
-
(خودمانی - مزاح آمیز) نوزاد · آمدن · آمده · اینده · تازه وارد · فرارس · فرارسی · وارد · وارد شدن · ورود
-
اینده · وارد · ورود
-
(از راه) رسیدن · آمدن · به دنیا آمدن · دررسیدن · رسیدن · رسیدن (به مقام یا موقعیت و غیره) · زاده شدن · فرارسیدن · متولد شدن · موفق شدن · وارد شدن
-
(خودمانی - مزاح آمیز) نوزاد · آمدن · آمده · اینده · تازه وارد · فرارس · فرارسی · وارد · وارد شدن · ورود