ترجمه "arriving" به فارسی

رسیدن, وارد شدن بهترین ترجمه های "arriving" به فارسی هستند.

arriving verb

Present participle of arrive. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رسیدن

    verb

    I shall post this letter on my arrival.

    پس از رسیدن به پاریس این نامه را به پست میدهم.

  • وارد شدن

    He finally returned to our town only three years before Alyosha's arrival.

    تنها سه سال قبل از وارد شدن آلیوشا بود که به طور قطع در شهر ما اقامت گزید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " arriving " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "arriving" با ترجمه به فارسی

  • با استفاده از زبانی روشن و بدون اصطلاحات فنی، باید نشان دهید که چگونه به این نتیجهگیری رسیدهاید.
  • متن دریافتی
  • (از راه) رسیدن · آمدن · به دنیا آمدن · دررسیدن · رسیدن · رسیدن (به مقام یا موقعیت و غیره) · زاده شدن · فرارسیدن · متولد شدن · موفق شدن · وارد شدن
  • (خودمانی - مزاح آمیز) نوزاد · آمدن · آمده · اینده · تازه وارد · فرارس · فرارسی · وارد · وارد شدن · ورود
  • رسید · رسیده · وارد شد
  • اینده · وارد · ورود
  • (از راه) رسیدن · آمدن · به دنیا آمدن · دررسیدن · رسیدن · رسیدن (به مقام یا موقعیت و غیره) · زاده شدن · فرارسیدن · متولد شدن · موفق شدن · وارد شدن
  • (از راه) رسیدن · آمدن · به دنیا آمدن · دررسیدن · رسیدن · رسیدن (به مقام یا موقعیت و غیره) · زاده شدن · فرارسیدن · متولد شدن · موفق شدن · وارد شدن
اضافه کردن

ترجمه های "arriving" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه