ترجمه "arrogate" به فارسی

غصب کردن, (به خود یا به دیگری) بستن, (به ناحق) ادعا کردن بهترین ترجمه های "arrogate" به فارسی هستند.

arrogate verb دستور زبان

(transitive) To appropriate or lay claim to something for oneself without right. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • غصب کردن

    verb
  • (به خود یا به دیگری) بستن

  • (به ناحق) ادعا کردن

  • ترجمه های کمتر

    • (به ناحق) تصاحب کردن
    • لاف زدن
    • منتسب کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " arrogate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "arrogate" با ترجمه به فارسی

  • افاده · باد دماغ · بزرگ منشی · تکبر · خودبینی · دبدبه · شدت عمل · غرور · لافزنی · نخوت · نخوت (arrogancy هم می گویند) · گردن فرازی · گستاخ
  • ادعای بیخود یامتکبرانه
  • ازخودراضی · بادسر · برمنش · بلندپرواز · خود بزرگ بین · خودبین · خودکامه · متکبر · پرنخوت · گردن فراز
  • ازخودراضی · بادسر · برمنش · بلندپرواز · خود بزرگ بین · خودبین · خودکامه · متکبر · پرنخوت · گردن فراز
  • ازخودراضی · بادسر · برمنش · بلندپرواز · خود بزرگ بین · خودبین · خودکامه · متکبر · پرنخوت · گردن فراز
  • ازخودراضی · بادسر · برمنش · بلندپرواز · خود بزرگ بین · خودبین · خودکامه · متکبر · پرنخوت · گردن فراز
  • ازخودراضی · بادسر · برمنش · بلندپرواز · خود بزرگ بین · خودبین · خودکامه · متکبر · پرنخوت · گردن فراز
  • ازخودراضی · بادسر · برمنش · بلندپرواز · خود بزرگ بین · خودبین · خودکامه · متکبر · پرنخوت · گردن فراز
اضافه کردن

ترجمه های "arrogate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه