ترجمه "arrogance" به فارسی
غرور, تکبر, خودبینی بهترین ترجمه های "arrogance" به فارسی هستند.
The act or habit of arrogating, or making undue claims in an overbearing manner; that species of pride which consists in exorbitant claims of rank, dignity, estimation, or power, or which exalts the worth or importance of the person to an undue degree; proud contempt of others; lordliness; haughtiness; self-assumption; presumption. Closely related to the act of arrogating. [..]
-
غرور
nounPeter, we almost died because of your arrogance.
پیتر ، ما تقریبا به خاطر غرور تو مردیم
-
تکبر
nounI cannot stand his arrogance any longer.
من دیگر نمی توانم تکبر او را تحمل کنم.
-
خودبینی
nounWhy, all we have is cotton and slaves and arrogance.
تمام اونچه که دایم پنبه، برده، خودبینی و تک بره.
-
ترجمه های کمتر
- افاده
- دبدبه
- نخوت
- گستاخ
- لافزنی
- باد دماغ
- بزرگ منشی
- شدت عمل
- نخوت (arrogancy هم می گویند)
- گردن فرازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " arrogance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "arrogance" با ترجمه به فارسی
-
ادعای بیخود یامتکبرانه
-
(به خود یا به دیگری) بستن · (به ناحق) ادعا کردن · (به ناحق) تصاحب کردن · غصب کردن · لاف زدن · منتسب کردن
-
ازخودراضی · بادسر · برمنش · بلندپرواز · خود بزرگ بین · خودبین · خودکامه · متکبر · پرنخوت · گردن فراز
-
ازخودراضی · بادسر · برمنش · بلندپرواز · خود بزرگ بین · خودبین · خودکامه · متکبر · پرنخوت · گردن فراز
-
ازخودراضی · بادسر · برمنش · بلندپرواز · خود بزرگ بین · خودبین · خودکامه · متکبر · پرنخوت · گردن فراز
-
ازخودراضی · بادسر · برمنش · بلندپرواز · خود بزرگ بین · خودبین · خودکامه · متکبر · پرنخوت · گردن فراز
-
(به خود یا به دیگری) بستن · (به ناحق) ادعا کردن · (به ناحق) تصاحب کردن · غصب کردن · لاف زدن · منتسب کردن
-
ازخودراضی · بادسر · برمنش · بلندپرواز · خود بزرگ بین · خودبین · خودکامه · متکبر · پرنخوت · گردن فراز