ترجمه "askew" به فارسی

مورب, کج, ناسازوار بهترین ترجمه های "askew" به فارسی هستند.

askew adverb adjective دستور زبان

Turned or twisted to one side. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مورب

  • کج

    adverb

    It was twisted askew and most of the prisms were broken

    کج شده بود، و بیشتر آویزههای بلورینش شکسته بود.

  • ناسازوار

  • ترجمه های کمتر

    • کج و کوله
    • یک وری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " askew " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "askew"

اضافه کردن

ترجمه های "askew" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه