ترجمه "aslant" به فارسی
اریب, کج, شیبدار بهترین ترجمه های "aslant" به فارسی هستند.
aslant
adjective
adverb
adposition
slanting [..]
-
اریب
adjectiveIt led me aslant over the hill
آن نور به طور اریب مرا روی تپه راهنمایی میکرد.
-
کج
adverbHe withdrew it from his hatband, where he always wore it aslant like a feather.
پیپ خود را از نوار کلاه خود که همواره پیپ را کج مثل پر به آن میزد درآورد.
-
شیبدار
-
ترجمه های کمتر
- کجدار
- سراشیب
- مورب
- متمایل
- به طور اریب یا مایل
- یک وری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " aslant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن