ترجمه "asking" به فارسی
پرسش, مطالبه بهترین ترجمه های "asking" به فارسی هستند.
asking
noun
verb
دستور زبان
Present participle of ask. [..]
-
پرسش
nounSo let me ask for a show of hands.
لطفا برای پاسخ به پرسش من دست بلند کنید.
-
مطالبه
nounGo to him, Alyosha, and ask for the three thousand.
آلیوشا برو و سه هزار روبل را از او مطالبه کن.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " asking " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "asking" با ترجمه به فارسی
-
خواهند · سئوال کرد · پرسش شد
-
مشورت کردن
-
نرخ درخواست
-
سؤالات رایج
-
قیمت آخر · قیمت مورد مطالبه ی فروشنده (بعد از چانه زنی و گرفتن تخفیف)
-
(قیمت و غیره) مطالبه کردن · استدعا کردن · استعلام کردن · استفسار کردن · ایجاب کردن · جویا شدن · خواستن · خواهش کردن · درخواست کردن · درخواستن · دعوت كردن · دنبال (دردسر وغیره) بودن · رو انداختن · سؤال کردن · سوال کردن · طلب کردن · مستلزم بودن · نیاز داشتن · نیازمند بودن · پرسش کردن · پرسيدن · پرسیدن
-
قسط مناقصه / درخواست
-
درخواست کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن