ترجمه "assemblage" به فارسی
مجموعه, جمع, انجمن بهترین ترجمه های "assemblage" به فارسی هستند.
assemblage
noun
دستور زبان
A collection of things which have been gathered together or assembled. [..]
-
مجموعه
noun -
جمع
nounnow they were all under a single assemblage of umbrellas
اینک همگی در یک نقطه زیر چترهای به هم وصل شده جمع شده بودند.
-
انجمن
noun
-
ترجمه های کمتر
- گردهمایی
- همنشست
- گردایش
- تراکم
- گردآورد
- تجمع
- جلسه
- (افراد یا اشیای) گرداوری شده
- (هنر نو) هنر پهلوی هم گذاردن و به هم سوار کردن چیزهای مختلف به صورت اجسام صد وصله
- مونتاژ،جمع آوری،مجموعه
- هم گذارد
- گردهم آوری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " assemblage " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "assemblage"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن