ترجمه "assayer" به فارسی

ازماینده, دینارسنج, عیارگیر بهترین ترجمه های "assayer" به فارسی هستند.

assayer noun دستور زبان

One who assays, or performs chemical tests on metals. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ازماینده

  • دینارسنج

  • عیارگیر

  • ترجمه های کمتر

    • معیر
    • صاحب عیاع
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " assayer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "assayer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه