ترجمه "assemble" به فارسی

جمع شدن, سر هم کردن, گرد هم آمدن بهترین ترجمه های "assemble" به فارسی هستند.

assemble verb دستور زبان

(transitive) To put together. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جمع شدن

    verb

    to gather as a group

    This is the greatest collection of geniuses ever assembled!

    این عالی ترین کلکسیونِ نابغه هایی ـه که دور هم جمع شدن

  • سر هم کردن

    to put together

    is assemble the film in a technical way

    سر هم کردن فيلم با يک سري فنون خاصه

  • گرد هم آمدن

    to gather as a group

    18 And they began to assemble themselves together unto the house of the king.

    ۱۸ و آنها شروع به گرد هم آمدن در خانۀ پادشاه نمودند.

  • ترجمه های کمتر

    • جمع کردن
    • گرد آمدن
    • مونتاژ
    • گردآمدن
    • گردآوردن
    • (برنامه) هم گذارد کردن
    • (ماشین آلات) سوار کردن
    • (کامپیوتر) تبدیل به زبان کامپیوتری کردن
    • انجمن کردن
    • جلسه تشکیل دادن
    • جورکردن (اجزای چیزی)
    • سوار کردن
    • فراهم آوردن
    • همنشست کردن
    • چپیره شدن
    • گردهم آوردن
    • گروه کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " assemble " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Assemble
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مونتاژ کردن

    verb

تصاویر با "assemble"

عباراتی شبیه به "assemble" با ترجمه به فارسی

  • بازسازی توالی
  • (صنعت) خط مونتاژ · خط زنجیر · خط مونتاژ · خط هم گذارد
  • عمده فروشان کشاورزی
  • نماینده مجلس قانونگذاری
  • (ارتش) شیپور جمع · (امریکا - A بزرگ) مجلس نمایندگان (در ایالت هایی که مجلس سنا هم دارند) · (ماشین آلات)سوار کردن · (کامپیوتر) تبدیل برنامه ی کامپیوتری به زبان ماشین · اجتماع · اجلاس · اسمبلی · انجمن · بازار · بستن و سوار کردن قطعات اسلحه · تجمع · جلسه · جمع · دادگاه · دستگاه · دیوانخانه · مجلس · مجمع · محفل · مونتاژ · مونتاژ، سوار کردن قطعات · میدان · نشست · هم گذارد · هم گذاری · همنشست · هیئت مقننه · چپیره · گردامد · گردهم آیی · گروه · گروه قانونگذار
  • آزادی اجتماع
  • نمودار مونتاژ
  • مجمع عمومی سازمان ملل متحد
اضافه کردن

ترجمه های "assemble" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه