ترجمه "assembler" به فارسی

اسمبلر, گرداور, (برنامه ی کامپیوتری که زبان برنامه نویسی سطح ابتدایی را به زبان کامپیوتری تبدیل می کند) هم گذار بهترین ترجمه های "assembler" به فارسی هستند.

assembler noun دستور زبان

(programming) A tool that reads source code written in assembly language and produces executable machine code, possibly together with information needed by linkers, debuggers and other tools. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسمبلر

  • گرداور

  • (برنامه ی کامپیوتری که زبان برنامه نویسی سطح ابتدایی را به زبان کامپیوتری تبدیل می کند) هم گذار

  • ترجمه های کمتر

    • زبان اسمبلر برنامهای که کدهای زبان اسمبلی را میگیرد
    • گردهم آور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " assembler " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "assembler" با ترجمه به فارسی

  • (صنعت) خط مونتاژ · خط زنجیر · خط مونتاژ · خط هم گذارد
  • عمده فروشان کشاورزی
  • (ارتش) شیپور جمع · (امریکا - A بزرگ) مجلس نمایندگان (در ایالت هایی که مجلس سنا هم دارند) · (ماشین آلات)سوار کردن · (کامپیوتر) تبدیل برنامه ی کامپیوتری به زبان ماشین · اجتماع · اجلاس · اسمبلی · انجمن · بازار · بستن و سوار کردن قطعات اسلحه · تجمع · جلسه · جمع · دادگاه · دستگاه · دیوانخانه · مجلس · مجمع · محفل · مونتاژ · مونتاژ، سوار کردن قطعات · میدان · نشست · هم گذارد · هم گذاری · همنشست · هیئت مقننه · چپیره · گردامد · گردهم آیی · گروه · گروه قانونگذار
  • (برنامه) هم گذارد کردن · (ماشین آلات) سوار کردن · (کامپیوتر) تبدیل به زبان کامپیوتری کردن · انجمن کردن · جلسه تشکیل دادن · جمع شدن · جمع کردن · جورکردن (اجزای چیزی) · سر هم کردن · سوار کردن · فراهم آوردن · مونتاژ · همنشست کردن · چپیره شدن · گرد آمدن · گرد هم آمدن · گردآمدن · گردآوردن · گردهم آوردن · گروه کردن
  • آزادی اجتماع
  • نمودار مونتاژ
اضافه کردن

ترجمه های "assembler" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه