ترجمه "assiduity" به فارسی

توجه, پشتکار, مواظبت بهترین ترجمه های "assiduity" به فارسی هستند.

assiduity noun دستور زبان

Great and persistent toil or effort. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • توجه

    noun

    He scarcely ever spoke to her, and the assiduous attentions which he had been so sensible of himself were transferred

    به ندرت با الیزابت حرف میزد، و آن توجه و عنایت سماجت آمیزی کـه بـه نـظرش معقولانه بود

  • پشتکار

    noun

    Must be bothersome to such an assiduous custodian of his work.

    بايد براي مردي به پشتکار اون خيلي پردردسر بوده باشه

  • مواظبت

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • مداومت
    • سعی
    • کوشایی
    • ازخود گذشتگی
    • توجه دقیق
    • دقت مداوم
    • ساعی بودن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " assiduity " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "assiduity" با ترجمه به فارسی

  • از خود گذشته · با پشتکار · دارای پشتکار · دقیق و هشیار · ساعی · سخت كوش · سخت کوش · سماجت آمیز · مداوم · مواظب · کوشا
  • توجه · مداومت · پشتکار
  • باپشت کاریاملازمت
  • باپشت کاریاملازمت
اضافه کردن

ترجمه های "assiduity" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه