ترجمه "assignable" به فارسی

واگذاردنی, حواله کردنی, قابل انتقال بهترین ترجمه های "assignable" به فارسی هستند.

assignable adjective دستور زبان

Capable of being assigned. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • واگذاردنی

  • حواله کردنی

  • قابل انتقال

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • قابل تعیین یاتخصیص
    • قابل مذاکره
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " assignable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "assignable" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "assignable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه