ترجمه "assignation" به فارسی

قرار ملاقات, میعادگاه, تعیین بهترین ترجمه های "assignation" به فارسی هستند.

assignation noun دستور زبان

An appointment for a meeting, generally of a romantic or sexual nature. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قرار ملاقات

    noun

    Or is it a secret assignation?

    يا يه قرار ملاقات سري ـه ؟

  • میعادگاه

    noun

    thence to a number of assignation rooms, in one of which Duane was hiding.

    این مخفی گاه به تعدادی میعادگاه راه داشت که دوآن در یکی از آنها مخفی بود.

  • تعیین

    But it's also used to assign a temperature range.

    اما این برای تعیین محدوده درجه حرارت نیز استفاده میشود.

  • ترجمه های کمتر

    • برگماشت
    • میعاد
    • گمارش
    • انتساب
    • تخصیص
    • واگذاری
    • ارجاع
    • پخش
    • تعیین وقت
    • محل ملاقات سری (معمولا با معشوقه)
    • وعده ی ملاقات (به ویژه ملاقات مخفی عشاق)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " assignation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "assignation" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "assignation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه